تبليغات X


دکتر علی شریعتی مجموعه سخنرانی ها

زندگي من، مجموعاً، عبارت است از چندين برنامه‌ي پنج ساله. هميشه كاري را شروع مي‌كرده‌ام و به اوج مي‌رسانده‌ام و آخر پنج سال درهم مي‌ريخته؛ هر بار از سر

عکس و شعری از دکتر شریعتی

تصویر

+ ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٤
    پيام هاي ديگران ()   

سخنانی زیبا از دکتر علی شریعتی

خدایا!
مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.

خدایا!
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.

خدایا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !

خدایا!
خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.

منبع:persian-learn.com

+ ; ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٤
    پيام هاي ديگران ()   

احسان شریعتی: فردید را آل احمد به ایران شناساند


 «احسان شریعتی» در نخستین روز از همایش 2روزه بررسی و نقد اندیشه‌های دکتر سیداحمد فردید گفت: هایدگر را سارتر به جهان شناساند و فردید را نیز آل احمد به ایران معرفی‌کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی امید، همایش 2روزه بررسی و نقد اندیشه‌های دکتر سیداحمد فردید دیروز، بیست و نهم مهر، در دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی آغازشد.

در روز نخست این همایش دکتر حسن کچوئیان، دکتر احسان شریعتی، حجت‌الاسلام خسروپناه و حجت‌الاسلام رهدار به بررسی و نقد آرا و اندیشه‌های سیداحمد فردید پرداختند.

احسان شریعتی درباره رابطه‌ای که فردید با هایدگر برقرار کرده است گفت: بدون تردید سیداحمد فردید نخستین کسی‌ست که هایدگر و فنومنولوژی او را به ایرانیان شناسانده است.

او افزود: با توجه به اینکه هانری کربن ـ که نخستین مترجم هایدگر به فرانسه است ـ در سال 1324 به ایران می‌آید و از هایدگر سخن می‌گوید، نمی‌توان گفت که کربن هایدگر را معرفی کرده است؛ چرا که در سال 1320 تا 24، فردید در نشریه مهر از هایدگر سخن‌ها گفته است.

شریعتی با اشاره به وام‌گیری‌های آل احمد از فردید گفت: من از رضا براهنی شنیدم که در سخنرانی که آل احمد در دهه 40 در آمریکا می‌کند و از غرب‌زدگی سخن می‌گوید، اتفاقا در آن جلسه ادوارد سعید هم نشسته بوده است و این در زمانی است که سعید هنوز نظریات اوریینتالیستی خود را ارائه نکرده و به احتمال زیاد از نظریات آل احمد استفاده برده است.

احسان شریعتی اظهارکرد: نیاز به توضیح ندارد که همانطور که هایدگر را سارتر به جهان شناساند فردید را نیز آل احمد به ایران معرفی‌کرد.

او در پایان سخنان خود شروع بحث‌های تقابل شرق و غرب و درگیری تمدن‌ها را از ایران دانست و از نحله‌ای که سیداحمد فردید مرکزیت آن را بر عهده داشت.

کچوئیان که عنوان سخنرانی خود را «شرایط امکانی ظهور فردید» انتخاب کرده بود، از فردید تحت عنوان پدیده نام برد؛ پدیده‌ای که در تاریخ معاصر ایران دارای اهمیت خاصی است. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان موضع غرب‌گرایان صدر مشروطه و تجدد‌خواهان نسبت به مسائل ایران گفت: از غرب‌گرایی صدر مشروطه و کسانی مثل ملکم‌خان، طالبوف و آخوندزاده که نگاه کنید به این سمت که به کسانی مثل صادق هدایت و بعد آل احمد و بازرگان و شریعتی برمی‌خوریم، به تدرج این توهم غرب از میان می‌رود و روشنفکران به نقد غرب می‌پردازند.

او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت اندیشه فردید افزود: آنچه که فردید را مهم‌تر از شریعتی و آل احمد می‌کند، امکان گسست رادیکالی‌ست که در منظومه فکری فردید به وجود می‌آید. این امکان گسست را شما تنها در فردید مشاهده می‌کنید و نه در آل احمد و نه در مرحوم شریعتی، امکان طرح اینچنین گسست رادیکالی وجود ندارد.

وی در پاسخ به نقد روشنفکران غرب‌گرای معاصر که آل احمد، شریعتی و فردید را مسبب وضع به زعم خودشان نامطلوب کنونی و علت اصلی انقلاب اسلامی می‌دانند گفت: بدون اتخاذ یک دیدگاه دترمینیستی در زمینه تاریخ تفکر باید اذعان داشت که اندیشه هر فرد پاسخ به شرایط تاریخی هر دوره است و فردید نمی‌توانسته است نوع دیگری بیندیشد!

استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در پایان سخنان خود با اشاره کلی دوباره به شرایط امکانی ظهور فردید، برجستگی اندیشه وی را در نقد تجدد و غرب دانست.

احسان شریعتی، سخنران دوم روز اول همایش بررسی و نقد اندیشه‌های دکتر سید احمد فردید بود که به بررسی هایدگر از نگاه فردید پرداخت. وی در ابتدا با اشاره به اینکه در رساله دکتری خود به هایدگر و هایدگری‌ها در ایران پرداخته است، به بیان بیوگرافی فردید پرداخت و سپس منابع مورد رجوع فردید را مورد بحث و بررسی قرارداد.

حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه نیز از دیگر سخنرانان همایش بود که در سخنان خود نقدهای جدی را به اندیشه سید احمد فردید وارد دانست. وی ابتدا فردید و اندیشه‌اش را در 5 محور فلسفه قدیم غرب، فلسفه جدید غرب، فلسفه و کلام اسلامی، روشنفکری دینی و تفکر و هنر خلاصه کرد.

خسروپناه درباره موضع فردید در قبال فلسفه گفت: فردید فلسفه غرب را چه قدیم و چه جدید به علت گرفتاری در طاغوت‌زدگی رد و نقد می‌کند و به غیر از هایدگر، تمامی فلاسفه غرب را رد و طرد می‌کند.

ادامه مطلب
+ ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٤
    پيام هاي ديگران ()   

سالگرددکترشریعتی

به گواه تقویم، ‪ ۲۹‬خرداد ماه سالروز شهادت اندیشمندی مسلمان و ایرانی به نام دکتر"علی شریعتی" است که به‌حق سهم بسزایی در روشنگری در عرصه‌ایران قبل از انقلاب بر عهده داشت.
در توصیف جایگاه و ارزش علمی شریعتی همان بس که تاکنون کمترکسی رامی‌توان یافت که مانند او در فضای گفتمانی و روشنگری قبل از انقلاب در دو حوزه دین و سیاست صراحت بیان و تاثیر کلام داشته‌باشد.
شناخت اندیشه شریعتی نیازمند تاملی ژرف در تفکرات و مطالعاتی است که وی در طول سال‌های کسب کرد.
شاید به همین دلیل و با توجه به‌تغییرات چشمگیری که به خصوص پس از انقلاب در حوزه اندیشه سیاسی شکل گرفته به سختی بتوان ماهیت و شاکله اصلی اندیشه شریعتی را شناخت و این به دلیل گسستی است که (خواسته یا ناخواسته) میان فضای انقلاب با گفتمان قبل از انقلاب افتاده است.
اندیشه روشنفکری دینی نزد شریعتی دارای ابعادی عمیق و متاثر از تعالیم دینی و آکادمیک وی است که با شخصیت درونی وی در هم آمیخته و هارمونی سحرانگیزی را در فضای سیاسی و به خصوص در افکار روشنفکران ایجاد کرد.
تاثیر اندیشه شریعتی بر جریان روشنفکری سالهای ‪ ۱۳۴۵‬تا ‪ ۱۳۵۷‬از چنان قوام و دوامی برخوردار است که با گذشت بیش از ربع قرن، هنوز در حوزه‌های مختلف می‌توان نشانه‌های محکمی از اندیشه وی را یافت.
تاثیر این اندیشه در جریان یادشده تاجایی است که جز در پاره‌ای از موارد نمی توان به جز سخنان شریعتی را (البته با بیانی دیگر) از زبان شخصیت‌های برجسته حوزه‌های اندیشه دینی و سیاسی شنید و ملاحظه کرد.
به عبارت دیگر،افکار،نوشته‌ها، سخنان و اندیشه‌شریعتی از چنان بازتابی در حوزه اندیشه نوین دینی و سیاسی برخوردار است که با اندکی تسامح می‌توان بسیاری از یافته‌های جریان روشنگری در سال‌های اخیر را ناشی از (و یا برداشتی) "اندیشه و تفکر" وی دانست.
برخی از مخالفان اندیشه شریعتی کوشیدند تا در نوشته‌ها و تفسیرهای خود وی را متهم به "التقاط گرایی " کرده و یا به نوعی او را به "بنیادگرایی سلفی " تشبیه کنند که به نظر می‌رسد نه‌در آثار و نه در اندیشه شریعتی سنخیتی با این موضوعات وجود ندارد و اساسا شریعتی با ارایه اندیشه‌ای نو در حوزه "معرفت شناسی" دین و از منظر جامعه شناختی رویه‌ای مخالف و نقیض سلفی گری و دگماتیسم را ارایه داد.
بدون تردید اندیشه شریعتی مبتنی بر اسلام اصیل و بر پایه آموزه‌های مکتب تشیع و با توجه به گفتمان حاکم بر فضای زمان خود، پارادایمی خلاق و نوآور محسوب می‌شود.
شریعتی با الهام از روح مکتب تشیع به نقد "ایدئولوژی متحجر و متصلب" پرداخت و با ارایه گفتمانی جدید توانست بسیاری از جوانان را به خود جلب کند و ضرورت گفتمان ایدئولوژیک مبتنی بر مکتب ناب اسلام را نزد آنان احیا گرداند.
این دریافت به همراه احساس خطری که وی از ترویج و گسترش فرهنگ ابتذال و مصرف گرائی که با تبلیغات شدید وسایل ارتباط جمعی همراه بود و بیم آن می رفت که گرایشات به غرب به بالاترین حد خود برسد، منجر به پایه‌گذاری روشی نوین و جذاب برای معرفی هر چه بهتر دین و سیاست توسط وی شد که به حق باید وی را در تبیین این روش موفق دانست هر چند که همین موضوع نیز در نهایت موجب شهادتش شد.
زمان‌گویای آن است که چگونه نامش جاودان و اندیشه‌اش در"بازگشت به‌خویشتن" پایدار ماند.
علی در سال ‪ ۱۳۱۲‬در خراسان متولد شد و سرانجام پس سال‌ها مبارزه و تلاش در ‪ ۲۹‬خرداد سال ‪ ۱۳۵۶‬در شرایطی مشکوکی در "ساتمپتون انگلستان" توسط عامل رژیم شاه به شهادت رسید و در سوریه به خاک سپرده شد.
درپایان باذکر چند جمله از سخنان دکتر چمران (که ‪ ۳۱‬خردادماه نیز شهادت این بزرگ مرد تاریخ ایران اسلامی است) بر مزار شریعتی که درسال ‪ ۱۳۵۶‬ایراد شد، یاد و نام این متفکر و اندیشمند مسلمان را گرامی می‌داریم.
"ای علی ، تو مفهوم واقعی اسلام را در معرکه حیات نشان دادی و برتری بی‌چون و چرای آن را بر مکاتب فکری دیگر ثابت کردی ، تو اصالت انقلابی اسلام را از زیر پرده‌های جهل و وسواس و تقیه بیرون کشیدی و ضرورت مبارزه و التزام ایمانی ، و مسئولیت اجتماعی را معرفی کردی و اعجاز شهادت را نشان دادی و انسان را از زیر بار جبر و ذلت تسلیم آزادی کردی ، تو پرچم رسالت بزرگی را به دوش کشیدی ، رسالت انسانیت ، حق و عدالت ، مبارزه با ظلم و ستم ، اسلام واقعی و تشیع حسینی و هزاران مومن ملتزم مسئول گرد پرچم تو جمع آمدند. و دست به مبارزه‌ای بی‌امان زدند ، عده‌ای شربت شهادت نوشیدند و عده‌ای دیگر در انتظار شهادت و فداکاری و جانبازی می‌کنند.
ای علی ، در تاریخ معاصر ایران ، تو مصدق بزرگ را با خمینی عالیقدر پیوند دادی و بینش سیاسی را با روح خداپرستی در امیختی ، فرهنگ ملی و غنی تاریخی ما را با علم جدید و شیوه‌های نوین مجهز کردی، خدا را از تجرد خشک آزاد نمودی و او را از آسمان‌های سرد و دور به قلب گرم و پر تب تاب اجتماع وارد کردی و دین را از زاویه مسجد بیرون کشیدی و در صحنه حیات در خدمت مردم به کار انداختی و هیج گاه حقیقت را فدای مصلحت نکردی.

منبع:irna.ir

+ ; ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٤
    پيام هاي ديگران ()   

فرازی از سخنان دکتر شریعتی

. خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که عشق ورزیدن بهتر از زندگی کردن است و به هر که دوست‌تر میداری بچشان که دوست داشتن بهتر از عشق ورزیدن است(از نظره دکتر شریعتی عشق تب تندی هست که خیلی زود خاموش میشه و به خاطر همینه‌که دوست داشتن برتر است)

2. من هرگز نمی نالم، قرنها نالیدن بس است. من میخواهم فریاد بزنم، اگر نتوانستم سکوت میکنم، خاموش بودن بهتر از نالیدن است، نالیدن فرزندان ماکیوالیسم را مغرور میکند.......

3. خدایا زیستنی به من بیاموز که از بیثمری لحظه‌ی مرگ حسرت نخورم. خدایا: تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت!!

4. زندگی یعنی آزادی، ایمان، فرهنگ، نان و دوست داشتن.

5. تو قلب بیگانه را میشناسی چون در سرزمین بیگانه‌ی مصر بودی... (البته دقیقاً خوده جمله یادم نمیاد ولی چنین مزمونی داشت)

6. عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف میشود و اگر تماس تداوم یابد به ابتذال کشیده میشود، و تنها با بیم، امید، تزلزل، اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند میماند.امّا دوست داشتن با این حالات نا آشناست. دنیایش دنیای دیگریست..........!


7. خدایا همواره تو را سپاس میگزارم که هرچه در راه تو و پیمان تو پیشتر میروم، بیشتر رنگ میبرم، آنها که باید مرا بنوازند میزنند، آنها که باید همگامم شوند ساده راهم میشوند، آنها که باید امیدوارم کنند و تبرئه‌ام کنند، سرزنشم میکنند نومیدم میکنند......تا چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند، تنها از تو یاری طلبم، در حسابی که با تو دارم شریکی نباشد
تاتکلیفم با تو رشن شود.تا تکلیفم با خودم معلوم گردد!!


8. خداوندا من در کلبه حقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرشه کبریایی خود نداری! من خدای چون تو دارم و تو چون خودی نداری!

9. خدایا در برابر هر انچه که انسان ماندن را به تباهی بکشد، با "نداشتن" و "نخواستن" رویین‌تن کن!

10.اگر تنهاترین تنهاها باشم، بازهم خدا هست... او جانشین تمام نداشته‌هاست!


11. پروردگار مهربان من! از دوزخ این بهشت رهاییم بخش... کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم... دردم درد بیکسی بود...

12. روشنفکر یک متفکره،متعهد است در برابر مکتباش و مردمش...عالم تشیع نائب امام است.علم تو مسئولیت امامت را به عهده دارد و امامت مسئولیت نبوت را.

13. من معتقدم هرچه درباره‌ی انسان گفتند فلسفه و شر است و انچه حقیقت دارد جز این نیست که انسان تنها آزادی است و شرافت و اگاهی... اینها چیزی نیست که بتوان فدا کرد حتی در راه خدا...

14.کودکی؛ عصر طلایی یک عمر

15. عشق یعنی شناخت، عشق به بوی دیدارهای گه گاه زنده است، با دوری و نزدیکی در نوسان است، امّا دوست داشتن از این دنیاها بیگانه‌ است، سرد نمیشود چون داغ نیست، دوست داشتن زیباست...

16. دوست داشتن از عشق برتر است، عشق مملوک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محه شدن در دوست!!!

17. دستم را میبرم، چشمم را کور میکنم،.........امّا قلمم رو به گناه نمیدم.(یه همچین چیزی!)

منبع:bahaneh.net

+ ; ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٤
    پيام هاي ديگران ()   

چند جمله از دکتر شریعتی

نمی نویسم , چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی!
حرف نمی زنم , چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی!
نگاهت نمی کنم , چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی!
صدایت نمی زنم , زیرا اشک های من برای تو بی فایده است!
فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من
دیوانه ام...

 

 

 

وقتی عشق فرمان می دهد،
“محال” سر تسلیم فرود می آورد …

+ ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢۳
    پيام هاي ديگران ()   

این هم چندتا از نیایش های دکتر علی شریعتی

خدایا: عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.



خدایا: به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن.

خدایا: شهرت منی را که می خواهم باشم قربانی منی که : می خواهند باشم نکند .
ادامه مطلب
+ ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢۳
    پيام هاي ديگران ()   

سخنانی از دکتر شریعتی

آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند. (دکتر علی شریعتی)
مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند گدایی عشق میکنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند.
میخواستم زندگی کنم راهم را بستند ستایش کردم گفتند خرافات است عاشق شدم گفتند بهانه است خندیدم گفتند دیوانه است دنیا را تگه دارید میخواهم پیاده شوم.




دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری
+ ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢۳
    پيام هاي ديگران ()